السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

60

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

داشت برگزيد وبا آميختن آن با منطق صوري وقواعد برگرفته شده از نصوص ديني وبا توجّه بيشتر به مباحث أمور عامّه بويژه مباحث مربوط به وجود ، طرح جديدى را براي فلسفهء اسلامى پىريزى كرد . 3 . آموزه‌هاى ديني اسلامى : گر چه ابن سينا از جملهء فيلسوفان عقل‌گرا به شمار مىآيد ، امّا تفاوت أو با فيلسوفان پيشين عقل‌گراى خود در اين بود كه به اين شيوهء خويش صبغهء ديني داد . أو معتقد بود كه عقل در محدوده‌اى كه با نصوص شرعي تعارضى نداشته باشد ، حاكم على الاطلاق است ؛ ودر موارد تعارض نيز گر چه بدوا اين ظواهر نصوص است كه كنار گذاشته مىشود ، امّا با تأويل آنها در پرتوى قوانين علم تفسير - ونه با استناد به اجتهادات شخصي - مضامينى كه در باطنشان قرار دارد نمودار مىشود وهمان مضامين نهفته كه بىشكّ با عقل همنوايى دارند ، ملاك عمل قرار مىگيرند . أو عقيدة داشت كه از آنجا كه در شرع ، عقل در كنار رسول ظاهري به عنوان رسول باطني معرّفى شده است ؛ بنا بر اين هيچ‌گاه شارع مقدّس - كه معصوم از خطاست - حكمي مخالف عقل نخواهد داشت . در نتيجة در موارد تعارض بدوي قطعا شارع ظاهر را اراده نكرده ، بلكه معناى ديگرى را قصد كرده است كه در باطن آن نصّ نهفته ومنطوى است وبه كمك قوانين لفظي وضوابط قطعي عقلي بر ما مكشوف مىشود . ميرداماد سألها به فراگيرى كتابهاى شيخ وتدريس آنها اشتغال داشت . دو شرحي كه توسّط شاگردان أو - يعنى مير سيّد احمد علوي وملّا صدرا شيرازي - به رشتهء تحرير در آمد ، عميقترين ومهمترين شروحى است كه بر شفاى بو على نگاشته شده است ، واين نمايانگر ميزان آشنايى مير با انديشه‌هاى شيخ ونقشى است كه در انتقال آنها به نسل حكماى بعد داشته است . مير بر انديشه‌هاى ابن سينا ونظام فلسفي أو تسلّط تامّ داشت وپس از سألها تحقيق بر روى آثار شيخ توانست بخوبى از نكات مثبت آن بهره گيرد وخللها وكاستيهاى آن را در حدّ توان خود مرتفع سازد . از جمله عمده‌ترين نقاط ضعف وكاستىهاى حكمت مشّاء كه مير در حكمت يماني